اللی کان
اللی کان من قبلک انت
هر چه پیش از تو بود
و انت مش جنبی مکنتش عایشه فیه
و تو پیشم نبودی من در آن زمان زندگی نمی کردم
و اللی حیکون بعدک انت لو مکنتش جنبی
و آنچه بعد از تو خواهد بود اگر تو پیشم نباشی
یا ریتنی اموت قبلیه
ای کاش قبلش بمیرم
انت عارف حبک انت عملی ایه
تو می دانی عشقت با من چه کرد؟
شفت الدنیا احلی م اللی حلمت بیه
دیدم این دنیا زیباتر از آنست که خوابش را دیدم
مبقتش عارفه انا اتولدت من النهارده
هنوز نمی دانم که من از امروز متولد شدم
و لا انا لو عشت قبلک عشت لیه
و یا نه اگر قبل از تو زندگی می کردم برای چه زندگی می کردم؟
احلی حاجه ف عمری حصلت
بهترین چیز در زندگیم را یافتم
لما جیت و قولتلی بتحبنی
آن وقتی که آمدی و به من گفتی دوستم داری
قولی ایه هتمنی تانی بعد حبک
بگو بعد از عشقت دوباره دیگر چه می خواهی
یا حبیبی ایه هیهمنی
چه چیزی عزیزم ,مرا خواهد خواست
نفسی اعرف بس ایه بیربطنی بیک
خودم می دانم فقط چه چیزی من را به تو وصل کرده است
حاجه اکبر م الغرام شدتنی لیک
چیزی بزرگتر از این عشق مرا به تو بسته است
مبقتش عارفه انا اتولدت من النهارده
هنوز نمی دانم من از امروز متولد شدم
و لا انا لو عشت قبلک عشت لیه
و یا نه اگر قبل از تو زندگی می کردم برای چه زندگی می کردم؟
صبرک
صبرک علي انت يا
تحملت نسبت به من تو اي
يا حبيبي يا ابو قلب قاسي
اي عزيزم اي صاحب دل سنگ
بتسبني ليه متنهده
چرا من را رها مي کني اندوهگينم
و حا اموت کده عليک يا ناسي
و اينطور من از دستت خواهم مرد اي کسي که فراموشم کردي
طيب و حياة ما شغلتني
خوبي و زندگي آنچه مشغولم کرده است
يا انا يا انت يا واد حتحنلي
يا من يا تو يا عشق از بين خواهد برد
علمتني اتقل قوي
به من ياد دادي بسيار سخت باشم .
علشان ترجع و تحبني
تا تو برگردي و مرا دوست داشته باشي .
عايز تنساني طيب ما تقول و بلاش لف و دوران
مي خواهي فراموشم کني خوبه ولي فقط مي چرخاني و مي گرداني
بس اما ابعد عنک وانساک متکونش في يوم زعلان
تا ازت دور شدم و فراموشت کردم نمي خواهي حتي يک روز قهر باشي
و حياة ما تعبت عشان بهواک و انت استهرت کتير
و در عمرم مثل عشقت رنج نکشيدم و تو باعث شدي شب هاي بسياري بيدار باشم
لازم اوريک لازم اخليک تتعب قوي م التفکير
بايد نشانت دهم بايد رهايت کنم تا بسيار از فکر کردن خسته شوي .
معجبه مغرمه
من يک هواخواه هستم من يک عاشق هستم
انا بقى مش عايزه الا هوا
من هيچ کس ديگري به غير از او را نمي خواهم
مشيته همسته نظرته
راه رفتنش نجوا کردنش و نگاه هايش
بتحرك قلبي جوا
تمام آنها باعث لرزشي در قلب من مي شود
حد يقوله اني بحبه الحب ده كله
کسي به او بگويد که من او را بسيار دوست دارم
حد يحنن قلبه عليه
شخصي دلش به حال من بسوزد
انا مكسوفه اروحله واقوله
من خجالت مي کشم از اينکه به کنار او بروم و حرف خويش را بزنم
ايوه خطفني بسحر جماله
بله با زيبايي جادوييش دلم را ربود
شوقي باين له
دلتنگي و اشتياقم براي او آشکار شد
خايفه مكونش انا اللي في باله بعد ده كله
مي ترسم که بعد ازاين همه عشق , من آن شخصي نباشم که درخيال اوست
روحوا وقولوله بحبه ومالو
برويد و به او بگوييد که من او را دوست دارم , او را چه مي شود
معجبه فيه ودايبه وميلالو
من خواهان او هستم و در عشق او ذوب شده ام و دلم به همراه اوست
وحده خلاص عاشقه
دختري که با تمام وجود عاشق شده است
وعايشه له عمرها كله
و تمام عمرش را فقط به خاطر او سپري مي کند
يا سحرعيونو نظراتو
وااااای ازجادوی چشمانش
اول ماتلاقينا عين بعين
هنگامیکه برای اولین بار چشم در چشم من دوخت
ياي شو مهضومه كلماتو
واااای چه قدر سخنانش دلنشین است
دبت بكلمة كيف لو كانو اتنين
با یک کلمه از سخنانش سوختم اگردو کلمه بود چه می شد
كلمة وصار قلبي بكلمة نارعلى نار بسمه عبسمه
با یک کلمه تنها با یک کلمه قلبم درآتش عشق قرار گرفت
قلبي احتار نساني اسمي مدري كيف ووين
قلبم باعث شد حتی اسمم را هم فراموش کنم نمی دانم چطورو کجا اینگونه شدم
مدري كيف غيرلي امري وحسيت بأمان
نمیدانم چگونه من را تغییر داد و با او احساس آرامش کردم
عمري الي كان آسي بعمري صار بلحظه كان
زندگیم که نسبت به من سنگدل بود دریک لحظه عوض شد
حب جنون انا قلبي حبو ودوبني الغرام
دیوانه وارعاشق او شدم و من را در آتش عشقش سوزاند
وهو داب سلملي قلبه وضحكت لي الايام
و او درآتش عشقم سوخت و به ندای قلبم گوش داد وبه دنیا لبخند زدیم
ایه قول تانی کده
چی یک بار دیگر بگو
مين تقصد ننا
منظورت از این حرف من هستم
حبنا عشقنا هو انت بتکلم عننا؟
آیا تو داری از عشق و علاقمون صحبت می کنی؟
ياناسي هواك و اخذ معاک
من عشقت را فراموش کردم و همراه با تو
لیالی و سنین و عمرنا
شبها و سالهای زندگیمان سپری شد
ده انا اللی اشتریت و دوبت و هویت
این من بودم که به خاطرت تمام دنیا را رها کردم و در عشقت سوختم و عاشقت بودم
وضاع من ایدیک حبنا
ولیکن تو قدر این عشق را ندانستی
ایه...اییه
چی....چی
قول تانی کده
یه بار دیگه بگو
مین...مین
کی...کی
تقصد اننا
منظورت منم
انت مي ف الهوى و في الشوق
تو اصلا معنای عشق و اشتیاق رو نمی فهمی
هو انت حبک ده ایه ماتفوق
تو فکر میکنی که من سرشار از عشق تو هستم
و لا انت فکرک بکلمه منک
و با یک حرف تو
خلاص حسمحك و حنسى قوام
تو را خواهم بخشید و همه چیز را فراموش خواهم کرد
في الغرا م لسه بدري عليك
هنوزعشق برای تو زود است
ولا عمری تانی حفکر فیک
دیگر اصلا به تو فکر نخواهم کرد
ده انا کنت جنبک و سابنی قلبک
من در کنارت بودم اما قلبت منو رها کرده بود
اتاری حبک کلام فی کلام
معلوم شد که عشقت فقط حرف بود
انا يللي بحبك وحدي انا
من هماني هستم که به تنهايي تو را دوست دارم
انا يللي بريدك لي انا
من همانی هستم که تو را فقط برای خود می خواهم
انا يللي بعمري ببقى أنا
من همانی هستم که تمام عمرم را باقی خواهم ماند
على وعدي يا وعدي
بر پیمانی که با تو بستم باقی خواهم ماند
لوحدي انا
تنها من
الهوى يا حبيبي الهوى أسرار
عزیزم ,عشق سرشار از ناگفتنی ها می باشد
حيرة و غيرة و شوق و نار
پریشانی و حسادت و دلتنگی و گرمی
بتسال كيف بغار عليك
از من می پرسی که چگونه به تو حسادت می کنم
و قلبك علم قلبي يغار
در حالیکه قلب تو به من آموخت که حسود باشم
الدنيي بتحلى و انا وياك
هنگامیکه من با تو هستم جهان زیباتر می شود
غير عمري بلحظة هواك
هوای عشق تو , زندگی من را در یک آن دگرگون کرد
ما كان قلبي بيعرف حب
قلب من معنای عشق را نمی دانست
و لا عنده غالي لولاك
و اگر که تو نبودی هیچ وقت ارزش عشق را نمی فهمی