تبليغاتX
دنیا زیباست

دنیا زیباست

نه انقدر عاشق شو که هیچ چیز رو نبینی نه انقدر ببین که هرگز عاشق نشی!

إحساس جديد

إحساس جديد بقلبك بيزيد
حس تازه اي در قلب تو در حال افزون شدن است
بتحسه كل ما بتتطلع فيي
و تو هر وقت که به من نگاه مي کني دچار اين حس مي شوي
انك عطول فيي مشغول
تو گرفتار من هستي و همیشه به من فکر مي کني
كتير بتشتاق لي و بتموت عليي
و دلت بسيار براي من تنگ مي شود و جانت را براي من فدا مي کني
أنا ما بدي تقلي كلام
من نمي خواهم که تو حرفي به من بزني
يدوب قلبي حنين و غرام
حرفي که باعث شود قلب من از شدت مهرباني و عشق آب گردد
بيكفيني تقلي بحبك
تنها کلمه دوستت دارم از زبان تو کافيست
هيدي الكلمة بتقتلني
اين کلمه وجود من را به آتش مي کشد
حدي بيكون قلبك مجنون
قلب تو در کنار من به مرز ديوانگي مي رسد
حتى نظرات عيونك مجنونة
حتي نگاه چشمان تو نيز همچون ديوانگان مي شود
بيعز عليك ترف بعينيك
برای تو سخت است كه حتي براي یک لحظه مژه برهم بگذاری
و تمرق شئ لحظة و ما تشوف عيوني
اگر که لحظه ای سپری شود و تو در آن به چشمان من ننگری



+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 23:33  توسط شادی  | 

حبك ليه


حبك ليه غالي عليه
عشق تو برایم ارزش بسیاری دارد
احسه فقلبي و اشوفه بعيني
عشقت را با تمام وجودم احساس می کنم و آن را با چشمانم می بینم
حبك ليه مطمني
عشق تو باعث آرامش من است
معيشني احلى سنيني
و با عشقت قشنگترین سالهای زندگیم را می گذرانم
عمري ماخفت فحضنك عمري
هیچ وقت در آغوش تو از چیزی نترسیدم , ای هستی من
عمري ماهعشق بعدك عمري
امکان ندارد که بعد ازتو به کس دیگری عشق بورزم
و كل الباقي فعمري یا عمري
و تمام بقیه عمرم را ای وجود من
هعيشه معاك , معاك يا حبيبي
تا ابد با تو زندگی خواهم کرد , با تو عزیزم
احساسي معاك صدقته خلاص
ديگراحساس عشقم را با تو باور کردم
فعنيه ملا لكل الناس
و چشمانم , عشقم را به تمام مردم نشان داد
 يا حبيبي ارتاح انا ليك و معاك
عزیزم آسوده باش من مال تو هستم و تا همیشه با توام
مش ناويه جراح ولانار فهواك
و اصلا قصد آزار و جدایی از تو را ندارم
مكتوبلي ادوب و اعشق لياليك
قسمت من این است که شبها از عشق تو ذوب شوم
ولاعمري هتوب عن حب عنيك
و هرگز از عشق ورزیدن به چشمانت توبه نخواهم کرد
قلبي الحيران ياما استناك
قلب سرگردان من منتظر توست
اه يا بحر حنان محتاجه لقاك
ای دریای مهربانی به تو احتیاج دارم


+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 23:32  توسط شادی  | 

لون عيونك

ما في عيش الا معك

اگر زندگی به همراه تو نباشد به معنی نیستی است

ما في كون الا الك

اگر دنیا برای تو نباشد هیج معنایی ندارد

لون عيونك غرامي

رنگ چشمان تو عشق من می باشد

دخلك صدق كلامي

قسم می خورم حرفم را باور کن

قلبي وروحي معك

قلب و روح من همراه توست

لو عنك بعدوني

اگر تو را از من دور کنند

بتبقى وحدك بعيوني

تنها تو در چشمان من باقی خواهی ماند

تحكيلي واسمعك

برای من حرف خواهی زد و من به تو گوش خواهم داد 

لو مهما صار

هر اتفاقی بیفتد

ما ببقى لحالي

در عشق من تاثیری نخواهد گذاشت

ارميني بالنار

من را در آتش بسوزان

اهون لي كرمالي

این برای من بهترین راه است به خاطر من این کاررا بکن

اتعودت عليك

به تو عادت کردم

واعطيتك حناني

و مهر و محبتم را به تو بخشیدم

روحي بايديك

روح من در دستان توست

وحياتي وكياني

و تمام وجود و زندگیم



+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 23:31  توسط شادی  | 

بدلع عليك

لا لسه ما حبيتكش
نه من هنوز به تو علاقه مند نشده ام
حبتني ما صدقتكش
تو عاشق من شده اي وليکن من عشقت را باور نمي کنم
مالك متغير حالك
براي چه اينگونه رنگ صورتت پريد و مي ترسي
يا حبيب قلبي ما تقلقش
نه عزيز دلم نگران نباش
انا بدلع عليك علشان قلبي بايديك
من براي تو ناز مي کنم زيرا قلب من در بين دستان توست
هو اللي بحبك يعني في الحب ما يتدلعش
آيا از آن کسيکه عاشق توست انتظار نداري که کمي براي عشقش ناز کند
انا بدلع عليك
من براي تو ناز مي کنم
انا عيني عليك وبفكر فيك
چشمان من هميشه به دنبال توست و در همه حال به تو فکر مي کنم
ولو اني بداري
وليکن هميشه سعي در پنهان کردن احساساتم دارم
انا خايفة اقول تعمل مشغول
مي ترسم از اينکه راز عشقم را براي تو فاش کنم و تو آن را ناديده بگيري
وتسبني لناري
و من را ترک کني تا به تنهايي در آتش عشق خويش بسوزم
علشان تشتاق يا حبيبي
عزيزم براي آنکه کاري کنم که دلت برايم تنگ شود
حبعد مش حسأل عليك
تو را ترک خواهم کرد و هيچ وقت حالت را نخواهم پرسيد'
خليك على نار اسهر واحتار ايام وليالي
تو را در آتش عشقم باقي خواهم گذاشت,شب ها را بيداري بکش و روزها را با پريشاني سپري کن
زي ماحتدوق الويل والشوق ح تحس بحالي
رنج و دلتنگي عشق را همانگونه که من تجربه کردم بچش
وان شفت بعينك غيري غمض يا حبيبي عينيك
و اگر زماني دختر ديگري غير از من را ديدي چشمانت را ببند عزيزم
انا بدلع عليك
من براي تو ناز مي کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 23:29  توسط شادی  | 

يا طبطب و ادلع

 

يا طبطب و ادلع

او را آزار مي دهم و برايش ناز مي کنم

يا يقولي انا تغيرت عليه

به من مي گويد که رفتارم با اوعوض شده است

وانا ازعل اولع

با او قهر مي کنم و خود را براي او لوس مي کنم

ما هو كل همه ازاي ارضيه

و او همیشه منتظر این است که من منتش را بکشم

قلوله ده انا برده ساعات في حالات

به او بگویید که من نیز مانند او هر لحظه رفتاری دارم

مره ازعل مره اديله عيني

گاهی وقتها قهر می کنم و بعضی وقتها چشمانم را به او می بخشم

مين فينا على حاله كل الاوقات

کدام یک از ما همیشه در یک حالت به سر می بریم

ده تاعبني اوي طلع عيني

این رفتار واقعا من را خسته کرده است

لو ازعل منه و قصر

اگر با او قهر کنم و اهمیتی به او ندهم

يقول باقصر في حقه و ياخذ جنب

می گوید که من دیگر او را دوست ندارم و از من دوری می کند

و لو افهمه يقول باظلمه

و اگر به او بفهمانم که دوستش دارم می گوید که من ظالم هستم

يفضل يحسسني بميت ذنب

و باعث می شود که عذاب وجدان پیدا کنم

قال انا بتغير ولا ده عقله صغير

به من می گوید این منم که عوض شده ام یا اینکه من واقعا کم عقل هستم

حير قلبي معاه

واقعا از دست او دچار پریشانی شدم

و حكم القوي بموت فيه اوي

ولیکن مجبورم تحمل کنم زیرا او درعشق از من قویتر است

و ده اللي صبرني على هواه

و این تنها چیزی است که باعث شده درد عشق او را تحمل کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 23:27  توسط شادی  | 

اللی کان

اللی کان من قبلک انت

هر چه پیش از تو بود

و انت مش جنبی مکنتش عایشه فیه

و تو پیشم نبودی من در آن زمان زندگی نمی کردم

و اللی حیکون بعدک انت لو مکنتش جنبی

و آنچه بعد از تو خواهد بود اگر تو پیشم نباشی

یا ریتنی اموت قبلیه

ای کاش قبلش بمیرم

انت عارف حبک انت عملی ایه

تو می دانی عشقت با من چه کرد؟

شفت الدنیا احلی م اللی حلمت بیه

دیدم این دنیا زیباتر از آنست که خوابش را دیدم

 مبقتش عارفه انا اتولدت من النهارده

هنوز نمی دانم که من از امروز متولد شدم

و لا انا لو عشت قبلک عشت لیه

و یا نه اگر قبل از تو زندگی می کردم برای چه زندگی می کردم؟

احلی حاجه ف عمری حصلت

بهترین چیز در زندگیم را یافتم

لما جیت و قولتلی بتحبنی

آن وقتی که آمدی و به من گفتی دوستم داری

قولی ایه هتمنی تانی بعد حبک

بگو بعد از عشقت دوباره دیگر چه می خواهی

یا حبیبی ایه هیهمنی

چه چیزی عزیزم ,مرا خواهد خواست

نفسی اعرف بس ایه بیربطنی بیک

خودم می دانم فقط چه چیزی من را به تو وصل کرده است

حاجه اکبر م الغرام شدتنی لیک

چیزی بزرگتر از این عشق مرا به تو بسته است

مبقتش عارفه انا اتولدت من النهارده

هنوز نمی دانم من از امروز متولد شدم

و لا انا لو عشت قبلک عشت لیه

و یا نه اگر قبل از تو زندگی می کردم برای چه زندگی می کردم؟

 

 صبرک

صبرک علي انت يا

تحملت نسبت به من تو اي

يا حبيبي يا ابو قلب قاسي

اي عزيزم اي صاحب دل سنگ

بتسبني ليه متنهده

چرا من را رها مي کني اندوهگينم

و حا اموت کده عليک يا ناسي

و اينطور من از دستت خواهم مرد اي کسي که فراموشم کردي

طيب و حياة ما شغلتني

خوبي و زندگي آنچه مشغولم کرده است

يا انا يا انت يا واد حتحنلي

يا من يا تو يا عشق از بين خواهد برد

علمتني اتقل قوي

به من ياد دادي بسيار سخت باشم .

علشان ترجع و تحبني

تا تو برگردي و مرا دوست داشته باشي .

عايز تنساني طيب ما تقول و بلاش لف و دوران

مي خواهي فراموشم کني خوبه ولي فقط مي چرخاني و مي گرداني

بس اما ابعد عنک وانساک متکونش في يوم زعلان

تا ازت دور شدم و فراموشت کردم نمي خواهي حتي يک روز قهر باشي

و حياة ما تعبت عشان بهواک و انت استهرت کتير

و در عمرم مثل عشقت رنج نکشيدم و تو باعث شدي شب هاي بسياري بيدار باشم

لازم اوريک لازم اخليک تتعب قوي م التفکير

بايد نشانت دهم بايد رهايت کنم تا بسيار از فکر کردن خسته شوي .

 


معجبه مغرمه
من يک هواخواه هستم من يک عاشق هستم
انا بقى مش عايزه الا هوا
من هيچ کس ديگري به غير از او را نمي خواهم
مشيته همسته نظرته
راه رفتنش نجوا کردنش و نگاه هايش

 بتحرك قلبي جوا
تمام آنها باعث لرزشي در قلب من مي شود

 حد يقوله اني بحبه الحب ده كله
کسي به او بگويد که من او را بسيار دوست دارم

 حد يحنن قلبه عليه
شخصي دلش به حال من بسوزد

انا مكسوفه اروحله واقوله
من خجالت مي کشم از اينکه به کنار او بروم و حرف خويش را بزنم

 ايوه خطفني بسحر جماله
بله با زيبايي جادوييش دلم را ربود

شوقي باين له
دلتنگي و اشتياقم براي او آشکار شد

خايفه مكونش انا اللي في باله بعد ده كله
مي ترسم که بعد ازاين همه عشق , من آن شخصي نباشم که درخيال اوست

روحوا وقولوله بحبه ومالو
برويد و به او بگوييد که من او را دوست دارم , او را چه مي شود
معجبه فيه ودايبه وميلالو
من خواهان او هستم و در عشق او ذوب شده ام و دلم به همراه اوست
وحده خلاص عاشقه
دختري که با تمام وجود عاشق شده است

وعايشه له عمرها كله
و تمام عمرش را فقط به خاطر او سپري مي کند

 


 

يا سحرعيونو نظراتو
وااااای ازجادوی چشمانش
اول ماتلاقينا عين بعين
هنگامیکه برای اولین بار چشم در چشم من دوخت
ياي شو مهضومه كلماتو
واااای چه قدر سخنانش دلنشین است
دبت بكلمة كيف لو كانو اتنين
با یک کلمه از سخنانش سوختم اگردو کلمه بود چه می شد
كلمة وصار قلبي بكلمة نارعلى نار بسمه عبسمه
با یک کلمه تنها با یک کلمه قلبم درآتش عشق قرار گرفت
قلبي احتار نساني اسمي مدري كيف ووين
قلبم باعث شد حتی اسمم را هم فراموش کنم نمی دانم چطورو کجا اینگونه شدم
مدري كيف غيرلي امري وحسيت بأمان
نمیدانم چگونه من را تغییر داد و با او احساس آرامش کردم
عمري الي كان آسي بعمري صار بلحظه كان
زندگیم که نسبت به من سنگدل بود دریک لحظه عوض شد
حب جنون انا قلبي حبو ودوبني الغرام
دیوانه وارعاشق او شدم و من را در آتش عشقش سوزاند
وهو داب سلملي قلبه وضحكت لي الايام
و او درآتش عشقم سوخت و به ندای قلبم گوش داد وبه دنیا لبخند زدیم 

 



ایه قول تانی کده
چی یک بار دیگر بگو
مين تقصد ننا
منظورت از این حرف من هستم
حبنا عشقنا هو انت بتکلم عننا؟

آیا تو داری از عشق و علاقمون صحبت می کنی؟

ياناسي هواك و اخذ معاک
من عشقت را فراموش کردم و همراه با تو

لیالی و سنین و عمرنا

شبها و سالهای زندگیمان سپری شد

ده انا اللی اشتریت و دوبت و هویت

این من بودم که به خاطرت تمام دنیا را رها کردم و در عشقت سوختم و عاشقت بودم

وضاع من ایدیک حبنا

ولیکن تو قدر این عشق را ندانستی

ایه...اییه

چی....چی

قول تانی کده

یه بار دیگه بگو
مین...مین
کی...کی
تقصد اننا

منظورت منم

انت مي ف الهوى و في الشوق
تو اصلا معنای عشق و اشتیاق رو نمی فهمی

هو انت حبک ده ایه ماتفوق
تو فکر میکنی که من سرشار از عشق تو هستم

و لا انت فکرک بکلمه منک

و با یک حرف تو
خلاص حسمحك و حنسى قوام
تو را خواهم بخشید و همه چیز را فراموش خواهم کرد

في الغرا م لسه بدري عليك
هنوزعشق برای تو زود است
ولا عمری تانی حفکر فیک
دیگر اصلا به تو فکر نخواهم کرد

ده انا کنت جنبک و سابنی قلبک
من در کنارت بودم اما قلبت منو رها کرده بود
اتاری حبک کلام فی کلام

معلوم شد که عشقت فقط حرف بود

 

انا يللي بحبك وحدي انا
من هماني هستم که به تنهايي تو را دوست دارم
انا يللي بريدك لي انا
من همانی هستم که تو را فقط برای خود می خواهم
انا يللي بعمري ببقى أنا
من همانی هستم که تمام عمرم را باقی خواهم ماند
على وعدي يا وعدي
بر پیمانی که با تو بستم باقی خواهم ماند
لوحدي انا
تنها من
الهوى يا حبيبي الهوى أسرار
عزیزم ,عشق سرشار از ناگفتنی ها می باشد
حيرة و غيرة و شوق و نار
پریشانی و حسادت و دلتنگی و گرمی
بتسال كيف بغار عليك
از من می پرسی که چگونه به تو حسادت می کنم
و قلبك علم قلبي يغار
در حالیکه قلب تو به من آموخت که حسود باشم
الدنيي بتحلى و انا وياك
هنگامیکه من با تو هستم جهان زیباتر می شود
غير عمري بلحظة هواك
هوای عشق تو , زندگی من را در یک آن دگرگون کرد
ما كان قلبي بيعرف حب
قلب من معنای عشق را نمی دانست
و لا عنده غالي لولاك
و اگر که تو نبودی هیچ وقت ارزش عشق را نمی فهمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 23:22  توسط شادی  | 

لو دللوني

لو دللوني و سمعوني بحدى تاني
اگر نازم را بکشند و اگر در مورد کس ديگري به گوشم حرف هايي برسانند
قللن بعيوني و نور عيوني و بحناني
مي گويم که تو در چشمم جا داري و نور چشم هستي و در مهرم هستي
بغيرك ما برضى لا لا لا
جز به تو به کسي راضي نمي شوم ، نه ، نه ، نه.

و لا قلبي بيرضى لا لا لا
و قلبم نيز راضي نمي شود ، نه ، نه ، نه
لو خبروني بتنساني بتبقى بكياني
اگر به من خبر دهند که مرا فراموش مي کني ، در وجودم خواهي ماند
لو وعدوني يملكوني الدنيي كلا
اگر به من وعده دهند که تمام دنيا را به من دهند.

بقللن ما بقسى و لا بنسى القصة كلا
مي گويم که سنگدل نمي شوم و داستان را هرگز فراموش نمي کنم
شو بيحكو عنك يا سلام
هر آنچه که در مورد تو بگويند ، عزيزم
رح احكي عنك بالغرام
من با عشق در مورد تو خواهم گفت
لو حرموني الاغاني بتبقى المعاني
اگر از آواز ها مرا باز دارند ، معاني باقي خواهند ماند .


+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 22:33  توسط شادی  | 

الدنیا حلوة

الدنیا حلوة

ادنیا حلوة واحلی سنین

جهان زیباست و این سالها با شکوه ترین سال های زندگی می باشند

بنعیشهاواحنا یا ناس عاشقین

وما در حالی که به یکدیگر عشق می ورزیم در این جهان زیبا زندگی میکنیم

ننسی اللی فاتنا و نعیش حیاتنا

تمام چیز های نا خوشایندی را که اتفاق افتاده اند فراموش میکنیم و همراه با شادی به زندگی خود ادامه میدهیم

عا لحب متواعدین

در حالی که با یکدیگر پیمان عشق بسته ایم

انسی

فراموش کن

کل الاُحبة اتنین اتنین

تمام عاشقان در گروه های دو نفره در حال معاشقه هستند

متجمعین فی الهوا دایبین

و با یکدیگر در هوای عشق غرق شده اند

علی ایه تکشر و لیه تفکر

برای چه نگران و آشفته ای و به چه فکر میکنی؟

ده العمر کله یومین

دنیا تنها دو روز است

انسی

فراموش کن

انسی اللی راح علی طول علی طول

آن کسی را که برای همیشه تو را ترک کرده است فراموش کن

ما تسیبش زعلک مرة یطول

اجازه نده که غم وغصه برای مدت طولانی در وجودت باقی بماند

افرح شویة واضحک شویة

کمی خوشحالی کن و برای لحظه ای لبانت را به لبخند بگشای

کدا خلی روحک عالیة و های

و اینگونه با صبرو تحمل روحت را در برابر مشکلات سربلند نگه دار

ویا قلبی غنی کمان وکمان

وای قلب من همچنان ترانه وآواز بخوان

وصل غنایا لکل مکان

و صدای ترانه های من را به گوش همه برسان

و انا لو علیا دلوقنی  جایة

و من اگر که بتوانم هم اکنون در سراسر جهان به راه می افتم

علشان اقول یا زعل بای بای

تا به تمام غم و غصه هایی که در جهان وجود دارد بگویم خداحافظ  ای غم و غصه

الحب غیرمعنی الکون

عشق توانست که به این جهان معنا و مفهوم تازه ای ببخشد

خلاله شکل و طعم و لون

و شکل و رنگ و لذت با شکوهی بیابد

سکر زیادة لاُ مش بعاده

این همه شیرینی و لذت خارج از تصور من است

ده انا حاسة انی هطیر

من خود را همچون پرنده ای احساس می کنم که خواهان بال گشودن و پرواز کردن است

حنا اللی با لحب صالحنا

ما عشق را همچون ندای صلح و دوستی در جهان قرار دادیم

ایامنا و ارتاحت روحنا

و عشق باعث شد که روزها و همچنین وجود ما به آرامش دست یابد

فوت و عدی علشان تعدی

 اگر در زندگی به مشکلی برخورد کردی بدون ترس از آن مشکل عبور کن

وارتاح من التفکیر

واجازه نده که افکار ناخوشایند باعث دل نگرانی و آشفتگی تو بشوند

انسی

فراموش کن


+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 22:3  توسط شادی  | 

اخاصمك آه

                             اخاصمك آه

با تو قهر میکنم

اسيبك لا

وليکن تو را رها نمي کنم

وجوه الروح هتفضل حبيبى اللى انا بهواه

و تو آن عشقي هستي که من دوستش دارم و هميشه در اعماق قلبم باقي خواهي ماند

بحبك آه

دوستت دارم

وافارقك لا

و هرگز تو را ترک نمي کنم

ملكنى هواك ولا اقدر حبيبى فى يوم انساك

عشق تو سرتاسر وجودم را فرا گرفته است و عزيزم نمي توانم که حتي يک روز نيز تو را فراموش کنم

دانت حبيبى ومنايا اللى دوبنى

تو عشق من و اميد و آرزوي من هستي , کسيکه باعث سوختن من شده است

وانت اللى بعده عن هوايا بيتعبنى

و تو آن کسي هستي که دوريش ازعشقم باعث آزار من مي شود

يمكن عليك بسوق دلالى

شايد بعضي وقت ها تو را با نازهايي که مي کنم آزار دهم

ويخطر فى بالى اعاند هواك

و به اين فکر بيفتم که در برابر عشق تو لجباز باشم

لكن قوام بحن تانى

وليکن به سرعت دلم براي تو تنگ مي شود

واصالحك يا غالى وبطلب رضاك

و با تو آشتي مي كنم و از تو مي خواهم که من را ببخشي

فى حبك انت مالى حيله

عشق تو سرشار از افسون و جادو مي باشد

وعمرى فى ليله ما هبعد بعيد

و من در سرتاسر زندگيم هيچ شبي را از تو دور نخواهم شد

والدنيا بعدك مستحيله

جهان بعد از تو به معناي نابودي است

وليله في ليله حنينى يزيد

و هر شب مهرباني من به تو بيشتر مي شود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 22:1  توسط شادی  | 


                                     
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 15:30  توسط شادی  |